92- 2A
سلام امیرم.
گفتی دعا................؟
گفتی دعا................؟
یادم آمد که دوآواره و تنها بودیم
آب و نان شب و روز من و او
غزل و
مثنوی و
شعر سپید...
سر و سامان که گرفتیم و
زنی
دو دوآواره و تنها گشتیم
غزل و مثنوی و شعر و ...
همه
پی نان شبی و رخت و گناهی!!
گم شد.
به دوست گرامی «امیر تیموری» و شعرهای قشنگش
به یاد دوست شاعر بزرگوار و دیرینم «هوشنگ محمدی آشتیان»
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط پژوهشگران برتر
|
« پارتیان پژوهش»