نزدیک به یک ماه است که همه ی یاد و اندیشه ام را این پرسش پرکرده که
«چرا؟»
نزدیک به 10 کتاب و بیش از 40-50 سایت رو زیر و رو کردم تا پاسخ این «چرا؟» را بیابم ولی بر گیجی و ناآگاهیم افزوده شده است.
شاید شما دوستان بتوانید در پاسخ این «چرا؟» مرا یاری دهید.
در تاریخ های تازیان (اسلام) آمده که حضرت پیامبر گرامی اسلام (درود خدا بر او و خاندانش باد) ، پس از صلح حدیبیه (صلح با اشراف مکه) ، به پادشاهان دنیا (6 پادشاه) نامه نوشت و آنها را به آیین اسلام خواند.
اینکه آیا این داستان درست و راست است یا نه؟ پرسش من نیست... با فرض راست بودن خبر ، چند نکته گفتنی است :
1. پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش باد) ، پادشاه ایران را «کسری» (کسرا - خسرو) خوانده که باید «خسرو پرویز» باشد.(خسرو نخست : انوشیروان - خسرو دوم : پرویز - خسرو سوم: نوه ی پرویز) و تاریخ تازیان هم او را خسروپرویز دانسته اند.
2. با ریزبینی در تاریخ های معتبر پادشاهی و اسلامی ، صلح حدیبیه ، در بهار سال 6 هجری بسته شده و پس از آن ، پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش باد) و مسلمانان به مدینه بازگشتند و پس از آن ، ایشان به اندیشه ی نگاشتن نامه به پادشاهان دنیا افتاد و ...
ولی ، خسروپرویز ، در زمستان سال پیش از آن ، به حکم دادگاه شاهی ، کشته شد!!!!!!!!!!!!
3. پس پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش باد) به کدام کسرا نامه نوشته؟
4. کدام کسرا ، به دور از آیین و فرهنگ ایرانی ، نامه ای را پاره کرده است؟!!!
5. پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش باد) کشته شدن کدام کسرا را به فرستادگان کدام کسرا ، از غیب خبر داده؟
و از همه مهم تر ،
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چنین دروغی ، چنان ستوار و پایدار ، در تاریخ اسلام ،
چنین برجسته شده ؟
براستی
«چرا؟»